تبلیغات
چتر بارونی - پاییز من






















چتر بارونی

برایت می نویسم ... برای تو که باران منی...

امروز باد در گوشم زمزمه کرد .

باران بر دستانم پیغامی  نوشت.

امروز پاییز به من سلام زمستان را رساند و مرا در سکوتی ژرف رها ساخت.

من زمستان را می خواهم چه کنم تا پاییز هست؟؟!

تا وقتی تلاطم امواج برگ های زرد در خیابان جاری است من عشوه ی بلور های برف را می خواهم چه کنم؟؟!!

 تا زمانی که در اغوش سرد پاییز هستم لطافت زمستان را می خواهم چه کنم؟

من عاشق بوسه ی سوزان پاییزم.

در اغوش پاییز زندگی را فهمیدم.

درمیان برگ های خشکش اولین گام ها را بر داشتم

من در اغوش پاییز بود که افکارم را به  باران گره زدم...

و در میان اوای وحشی اش بود که  دستان خدا را بوسیدم.

من هر چه دارم ازو دارم و او اکنون در میان این همه شوق وصال  قطرات باران را پیک   می کند ...

بدرود زمستان من امدنت را منتطر نیستم...


نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 ساعت 12:18 ب.ظ توسط چتر بارونی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin