تبلیغات
چتر بارونی - جمعه ...






















چتر بارونی

برایت می نویسم ... برای تو که باران منی...

جمعه ای در هفته

در سکوت غم یک غصه ی تلخ

دختری تکیه زنان می داند

خانه ی دوست کجاست ؟!؟

من همان دخترکم

نغمه در حال دعا می خوانم

همچنان خیره و مات

به بلندای دعا می نگرم

به افق های حیات

به همان پهنه ی سرسبز خدا می نگرم

به صدای امواج

به طلوع امید

به همان قوس قزح

در دریای کبود

همچنان منتظرم....

خاک را می بویم قاصدک می جویم

تا بدانم که کی است ...

صبح آن لحظه ی خوب؟؟

لحظه ی آمدنت

شوق یک چلچله بر روی چنار

شوق یک کودک در آغوش پدر...

همچنان خیره و مات

می کنم سیر در آغوش دعا

در میان تکبیر

درمیان غزل خوب خدا

حجرالاسود دل

می زند بانگ کجایی ای یار

که بیایی ای یار

از سر لطف و وفا...

من همان دخترکم

من همان منتظرم

و همان خیره شده بر بام خدا...

همچنان می خوانم

همچنان ناظر آن بام بلند می مانم

تا بیایی  مهدی (عج)

 


نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان 1389 ساعت 01:57 ق.ظ توسط چتر بارونی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin