تبلیغات
چتر بارونی - سیاهی, انتهای ریل قطار بود ...






















چتر بارونی

برایت می نویسم ... برای تو که باران منی...

و امتداد ریل در آغوش افق...

سوت ممتد قطار

ترمزی ناگهان بند دل مادری را پاره کرد...

ریل به پایانش رسیده بود

به سفیدی 

و شاید در میان سیاهی ها محو می شد ...

و روح آزرده  دخترک

بر رقص مو هایش در میان باد

 تاب می خورد...

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ساعت 01:29 ب.ظ توسط چتر بارونی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin