تبلیغات
چتر بارونی - امروز نمی تونم شاد باشم پس به غمگینی متن هام ایراد نگیرید...






















چتر بارونی

برایت می نویسم ... برای تو که باران منی...

امروز دلم گرفته ,نمی دانم چرا؟؟!

در آغوشت شکستم ,نمی دانم چرا؟؟!

لرزش دستانم هم گام تپش قلبم است ,نمی دانم چرا؟؟!

امروز بعد مدت ها دوباره در غم هایم به تو پناه آوردم ,نمی دانم چرا؟؟!

و در آغوشت تنها سکوت کردم ,نمی دانم چرا؟؟!

امروز حتی از تاریکی سایه خودم ترسیدم ,نمی دانم چرا؟؟؟!

بغضی گلویم را فشرد نمی دانم چرا؟؟؟!

و من نمی دانستم چگونه باید زیر فشار بغض دست و پا نزد ,نمی دانم چرا؟؟!

امروز روز بدی بود نمی دانم چرا؟؟؟!

امروز اشک هایم را در میان دریای چشم قتل عام کردم نمی دانم چرا؟؟؟!

اما هنوز در مبارزه میان اشک و بغض شکست نخوردم نمی دانم چرا.......؟؟!

دوست عزیز ! شما می دانید چرا؟؟؟

شما می دانید که امروز روز خداست یا نه ؟؟؟

من دیگر هیچ نمی دانم نمی دانم چرا....؟؟؟؟

ای کاش باران بگیرد

 

 


نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ساعت 10:41 ب.ظ توسط چتر بارونی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin