تبلیغات
چتر بارونی - عزیز من ...






















چتر بارونی

برایت می نویسم ... برای تو که باران منی...

دستانت...

همان ها که نوازشگرم بود ...

چشمانت ....

همان که اکنون فقط خیره نگاهم میکند

دیروز ...

ثانیه های بودنت برایم دنیا بود ...

امروز ...

نمی دانم چه بگویم!!!

عزیز من !!

آنروز ها تو آسمان را میچیدی...

من آسمان را در میان دستان خاکی تو می بوییدم...

آن روز ها من قدرت معجزه را

در میان سجاده ی تو می جستم ...

و خیالم راحت بود چرا که به دعای تو روز را شب میکردم....

امروز سجاده ات آسمان است ....ملائک سجاده ات را حمل میکنند....

عزیز !

تو همیشه عزیزی ... نه فقط برای من ...

برای همه ی آنهایی که خدا را در میان نگاهت یافته اند...

تو همیشه عزیزی ...تا ابد ..تا آن زمان که الفبا در دفتر قلب هایمان رنگین است ....

تو همیشه عزیزی ...حتی اگر مرا نشناسی...

تو همیشه عزیزی ... چون عزیز خدایی....

و براستی همه ی عزت ها برای خداست ...

 

پ.ن تقدیم به عزیز جون خودم 

پ.ن برای سلامتیش دعا کنید

پ.ن دوست های عزیزم قرار نیست جایی برم ...همجنان در خدمتتون هستم


نوشته شده در یکشنبه نوزدهم دی 1389 ساعت 10:57 ب.ظ توسط چتر بارونی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin