تبلیغات
چتر بارونی - تاریکی ، زمان تسلیم نیست ...






















چتر بارونی

برایت می نویسم ... برای تو که باران منی...

آسمان ...

سقفی به کوتاهیِ قدِ من...

ابری و رنجور ...

می ریزد بغض فرو خورده اش را ...

برخورد ...

صاعقه ها از پیِ هم ...

 می خراشد مردمک های حق را ...

صحرا و تلاطم زندگی ...

مردی تنها آن سو خوبی می خواند...

خیر می خواهد برای زخمیان خنجر آذرخش ...

لکن چه حیف ...

پرده های گوش دریده  ...

همه گوش ها نا بیناست ...

مردی از رفقای خورشید  ....

دوباره در تکاپو ...

بانگ ها از پیِ هم ...این بار گام ها از پی هم ...

چشم بر هم زدنی ...

او در کنار ماست ...

شدت تازیانه های باران ...

شانه ها لرزان ازین خفقان ...

و قهقهه ی مستانه ی آسمان ...

ناگاه نوری چشمان هراسان را خیره ساخت ...

همه نگریستندش ...

و ناگاه دل ها گرم شد ...

دستانمان در دستانش  همه به سوی دیار امن ...

قدم های با صلابت ...

اینجا آخرالزمان است ...

و این رهبر ما تلالویی از جنس خورشید ...

و دیار امن نزدیک ...

و سایبان بصیرتش فراخ ...

گرهی کور بر دستان ما ...

وحدتی منتظر ...

منتظری موحد ...

دیار بصیرت خواهان منتظر .

خورشید در راه است ...

صدای پایش را

در میان گام های رهبرمان شنیده ایم ...

 

میلاد باسعادت رسول اعظم(ص) و امام صادق(ع) بر همه مبارک ... 


نوشته شده در جمعه بیست و نهم بهمن 1389 ساعت 03:17 ب.ظ توسط چتر بارونی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin