تبلیغات
چتر بارونی - بحرین بحر الدم 2 ...






















چتر بارونی

برایت می نویسم ... برای تو که باران منی...

من کودکی بحرینی :

دیشب اشک های مادرم را شمردم  ...تعدادش رسید به بی نهایت ... 

داشت پوتین های مبارزه ی برادرم را می دوخت ...

 و خواهرم که عروسک هایش را ردیف میکرد برای جنگ ...

وآنسو پدر خیره ی خیره بود و

نقشه ها در سر داشت نقشه های انتقام ... به دور دست ها می اندیشید ...

به قله های دور ...به قله های سرسبز و با شکوه پیروزی ...

یعنی همین جایی که من ایستادم ...یعنی جایی نزدیک آغوش خدا .

و پدر خوب می داند خون من بلند ترین نعره ی الله اکبر پیروزی بود برای لرزاندن زانوان دشمن ..

و من دیدم که پدر به من افتخار می کرد ...به جسم کوچکم که راسخ ترین  سد

در مقابل گلوله های وحشی آل خلیفه شد  ... .

و اکنون پدر  خوب می فهمد علت لبخند بر جای مانده در عکسم را ...همان لبخند پیروزی ...

همان لبخندی که در آن لحظه ی اوج گرفتنم را دیدم ...

پدر ! مادر ! برادر و خواهر عزیز من !

بدانید بحرین پیروز و سر بلند خواهد شد ....چرا که "نصر من الله و فتح القریب".


نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ساعت 12:16 ب.ظ توسط چتر بارونی حامیان بحرین |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin