تبلیغات
چتر بارونی - برسد به دست حاج عبدلله به مناسبت روز پدر ...






















چتر بارونی

برایت می نویسم ... برای تو که باران منی...

سلام ...
خیلی دلم برایت تنگ شده ... شب هایم روزهایم برای دیدن دوباره ات دلتنگی میکند ...
هر ثانیه که به تو فکر می کنم اشک دیدگانم را پر می کنم ... و مدام با خودم می گویم که تو چقدر عزیز بودی و نمی دانستم ...
راستی ... امسال روز پدر را کجایی؟!
به مادرم که نگاه می کنم دلم بیشتر میگیرد... آخر امسال او روز پدر را برای چه کسی جشن بگیرد؟
دغدغه زنگ زدن و تبریک گفتن به چه کسی را داشته باشد؟!
امسال برای چه کی کادوی روز پدر بگیرد ...
بابابزرگ...
اسم کادو آمد دلم لرزید ...به یاد سوغاتی که برایت از کربلا آورده بودم افتادم ... پاکتی که همچنان گوشه ی اتاقم برایم روضه ی از دست دادنت را  میخواند!
اولین سفر کربلایم بود ....
لحظه ی خداحافظی را خوب یادم است ... بعد از ظهر بود و رختخوابت را پهن کرده بودی برای خواب ...
ما امدیم اما ننشستیم ... سرپایی خداحافظی کردیم و تو به ما 3تا از پرتقال های حیاط را دادی ...گفتی تو راه بخوریم ...
انگار همین دیروز بود ...
بابابزرگ...
خیلی دلم تنگت شده ...
خیلی بی صدا رفتی ... خیلی ... حتی فرصت نشد تا در آغوشت بگیرم و بگویم کربلا خیلی برایت دعا کردم !
حتی فرصت نشد تا صدایت را دوباره بشنوم ...
و وقتی در آغوشت کشیدم که از تو هیچ جز سرما حس نکردم ...
آری ! دلم میگیرد از این دنیا... دلم میگیرد از خودم و خجالت می کشم از این همه ترسی که از رفتن دارم ...
می گویند خیلی آرام رفتی ... خیلی آرام ...بی هیچ ترسی... خوشا به حالت ...
راستی امسال حتما هدیه ی روز پدر را از دستان امام علی (ع) در یافت می کنی... جام زرین بهشتی نوش جانت باد...
بابابزرگ ...
امسال کار همه را راحت کردی... زحمت خرید به کسی ندادی...
زحمتش که نه بلکه رحمتش فقط به باز کردن قرآن است و خواندن آیات نور آن ...
خوشا به حالت که امسال نور برایت به ارمغان می آید...
و بدا به حال ما که چون تویی را از دست دادیم ...
خیلی دوستت دارم ...
خیلی ...
روزت مبارک ...

فاطمه

نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1392 ساعت 01:04 ب.ظ توسط چتر بارونی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin