تبلیغات
چتر بارونی - امروز روز خدا






















چتر بارونی

برایت می نویسم ... برای تو که باران منی...

امروز روز خداست ...
سلام ... جمعه ...
بعد از مدت ها حال و هوای وبلاگم را کردم ...
چه روز هایی داشتم ... من و کیبورد و رقص واژگان ... شعری جدید ... 
نسیم خنک آرامش ِ بعد از پست گذاشتن ....
تلاش برای افزایش بازدیدکنندگان ..
اما اکنون اینجا بیش از همیشه تبدیل شده به ... 
نمی خواهم اسم بدی بگذارم ... ولی متروک شده ای  ، ای وبلاگ عزیز ....
یادش بخیر ... ترم 3و4 دوران لیسانس شروعت کردم ...
با هزاران حرف نگفته و بی شمار واژه که در مغرم بود تا حرفی جدید بنگارم ...
و ذوقم آن روز ها چقدر فعال بود و حال نوشتنم چقدر خوب ...
دنیایم با همه شلوغی اش باز هم جایی برای نوشتن داشت ...
اما حالا ... اینقد در گیر زندگی ام که یادم رفته من همان بودم که بدون نوشتن میمردم ...
دنیا را میبینی چقدر عوض می شود ...
همه چیز آن ......
الان که ترم یک ارشدم را تمام کردم و با همسرم برای داشتن زندگی رویایمان تلاش می کنیم و همواره شاکر خداییم که در زیر سایه ی عنایتش نفس می کشیم ...
الان دلم برای خاطراتمان تنگ شده ... دلم برای خاطراتم تنگ شده ... دلم برای نوشتن ها ....
شاید این همان دلیلی است که این وبلاگ را نمی بندم ...
هرچند نمی آیم و نمی نویسم ...
اما شاید امیدوارم که روزی بیایم و باز هم شروع کنم ..
باز هم از اسمانی بودن چتر و چتر آسمانی ....
و چقدر خوب می شود احساسم ... هنوز هم که باران می آید ...
و همچنان دنیا بر این منوال است که باران بیاید ولو کم ...
و هنوز عشق من به باران ادامه دارد ...
پس هنوز امیدی هست که بیایم و باز از اول شروع کنم ...
به امید آن روز ...

نوشته شده در جمعه بیست و ششم دی 1393 ساعت 06:18 ب.ظ توسط چتر بارونی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin